گنج

شمارهٔ ۱۷ - تقاضا

خداوندا کمینه چاکر توکت اندر بندگی یکروی و یکتاست
ز خدمت یکدو روز اردورماندستمگو سرگشته نا پای برجاست
بخاک پای تو کان نیست تقصیرنه نیز او را ملال از خدمتت خاست
بلی زین معنی او را یک غرض هستبگوید گر تقضی ور تقاضاست