شمارهٔ ۱۸ - تقاضا
ای کریمی که در جهان کرمبخشش بی ریات عادت و خوست
میزبانی است تازه روی گفتکه همه پشت گرمی من ازوست
پشتم از خدمتت دوتاست چرارشتهای امید من یکتوست
لیکن از جان و تن همیکاهماز بسی طعنه های دشمن و دوست
بخدا و رسول و کعبه اگراین تقاضا ز بهر کهنه ونوست
بعد ازان ده قصیده غرااین تقاضا بدین صفت نه نکوست
خود همه بادگیر این گفتهنه گل آید برون زباد از پوست؟