شمارهٔ ۹۷
باز دل در غم جان می پیچدباز در عشق فلان می پیچد
یارب این باره کجا دارد عزمکه دگرباره عنان می پیچد
همه در زلف بتان پیچد ازانچون سر زلف بتان می پیچد
برد از من دل و صبر و زر و سیمجان بماندست و در آن می پیچد
کس ز دستش نزید تا غم اوچون قضا در همگان میپیچد