گنج

شمارهٔ ۸۹

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)قافیه: تیباشد۸ بیت
مرا با آن لب شیرین شبی گر خلوتی باشدز وصلیش شکرها گویم ز بختم منتی باشد
به دیداری و گفتاری زیار خویش خرسندمپس ار بوسی بود توفیر آن خود دولتی باشد
همه جا نخواهد از عاشق لبش بوسی دریغ آردچنین یارست بسم الله کسی کِش رغبتی باشد
مرا شیرین لبش بی‌جرم دشنام ار دهد هرگزنخواهم داد خویش از وی بلی تا فرصتی باشد
چنان خو کرده دل با غم که گر جایی غمی بیندبه صد لطفش همی‌گوید بگو گر خدمتی باشد
بتا چون گل مشو خندان که من چون شمع می‌گریمکه عمر گل ازین معنی‌ست کاندک مدتی باشد
ترا هر ساعتی از من به تازه خدمتی بایدمرا هر لحظه از تو بی‌وفایی محنتی باشد
تو با این دل مسلمانی؟ نیی والله محالست اینمسلمان آن بود کورا به دل در رحمتی باشد