گنج

شمارهٔ ۸۸

قافیه: وید۶ بیت
ابر نوروز زغم روی جهان میشویدباز هر دلشده دلبر خود میجوید
باد چون طبله عطار بمشک اندودستهرکجا برگذرد خاک ازو میبوید
بربنا گوش چمن خط بنفشه بدمیدچشم بددور نبینی که چه خوش میروید
گل چو من مدح ملک گفت و دهن پرزر کردلاله بنگر بحسد روی بخون میشوید
هر شبی بلبل سرمست بگوید غزلیتا چومن فردا در پیش ملک میگوید
شاه جانبخش جهانگیر حسام الدین آنکه سوی در گهش اقبال بسر میپوید