گنج

شمارهٔ ۸۶

قافیه: راید۵ بیت
جور و جفای تو نیک و بد بسر آیدخط تو آخر بدیر و زود برآید
ناوک مژگان تو چو تیر سحرگهپوست ندارد خبر که بر جگر آید
ماه چوبیند رخت ز دست درافتدسرو چو بیند قدت زپای درآید
خوی تو زین به شود که هست ولیکنکار بصبر و بروزگار برآید
با تو همه ناز بود و بی تو همه غمچون بسرآمد چنان چنین بسر آید