شمارهٔ ۸۵
کارم نه بر مراد دل ریش میرودروزم همه بکام بد اندیش میرود
با کافران نمیرود اندر دیار رومآنچ از فراق بر من درویش میرود
دیده نگاه کرد و دل اندر بلا فتاددیده پی هلاک دل ریش میرود
دل گشت اسیر حلقه زلفش بحرص وصلبس سر که در سر طمع خویش میرود
تلخ است پاسخ تو و آنهم زبخت ماستکزنوش تو سخن همه چون نیش میرود
کج میدهی تو وعده و بالله که خوب نیستکاندر جهان حدیث کم و بیش میرود
میکن جفا و جور که در گنجد اینهمهمیکن عتاب و نازکت از پیش میرود