شمارهٔ ۷۰
وه که دگرباره عشق دست برآوردصبر بیکبارگی ز پای در آورد
خواب ز چشمم ربود و آب در افزودوه که خود این بار شیوه دگر آورد
تا بتم از خط عهد پای برون بردبر سر محنت زده جهان بسر آورد
برد دل و گفت توبه کردم و رفتمتو به صد بار از گنه بتر آورد
دیده من تابروی دوست نگه کردخود چه دهم شرح تا چه دردسر آورد
لعل ویم دی بخشم و ناز و جفا گفتآنهمه صفرا چه بود کان شکر آورد