شمارهٔ ۷
بخوبی هیچکس چون یار ما نیستولیکن در دلش بوی وفا نیست
چه سود ار تنک شکر شد دهانشکه یک شکر ازان روزی ما نیست
نخواهم بست دل در وصلت ایماهکه وصل تو متاع هر گدا نیست
ز من بیگانه گشتستی و کوئیکه جز تو در جهانم آشنا نیست
تو خود دانی و من دانم ولیکنکه یارد گفت چونین هست یا نیست
بعشقت هم نیارم کرد دعویکه زرخواهی و آن معنی مرا نیست
جفا کن تا توانی کرد زیراکوفا در مذهب خوبان روانیست