گنج

شمارهٔ ۵۴

قافیه: یشبرنمیتابد۵ بیت
دل جفا بیش بر نمی تابدجان غم خویش بر نمیتابد
مکن ایجان و دیده بی نمکیکاین دل ریش بر نمیتابد
جانطلب میکنی مکن کایننفسداور از پیش بر نمیتابد
گفتمت بوسه گفتیم جانیبه بیندیش بر نمیتابد
به بیرزد هزارجان لیکنکار درویش بر نمیتابد