گنج

شمارهٔ ۲

قافیه: رشکست۴ بیت
آن رخ نگر کزومه گردون سپر شکستوان خط نگر که بر ورق عمر در شکست
سوگند خورده بود که عهد تو نشکنماین بار خود بر غم دلم بیشتر شکست
کارم چو زلف خود همه در یکدگر فکندسازم چو عهد خود همه در یکدگر شکست
تو غافلی زآه من و غره بحسنوین بس طلسم حسن که بر یکدگر شکست