گنج

شمارهٔ ۱۴۲

قافیه: ابمده۷ بیت
رخ برون از پس نقاب مدهبیش ازین شرم آفتاب مده
خواب خرگوش اگر دهی ماراجز ازان چشم نیم خواب مده
تشنگان وصال را چو دهیبجز از راه دیده آب مده
چیست عشوه بهر یکی بوسهنه خدائی تو؟ کم عذاب مده
دل بصد دوستی ز من بستانپس سلام مرا جواب مده
با حریفان خویش خوش بنشینبار ما خود بهیچ باب مده
ما بجان بوسه همی خواهیمگر نبینی همی صواب مده