گنج

شمارهٔ ۱۳

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)قافیه: است۸ بیت
عشق تو همچون قضا فرمانرواستوصل تو همچون قدر مشکل گشاست
لعل میگونت بسرخی میزندسرخیش زانست کاندر خون ماست
عشق تو زرد کرد رنگ روی مناین نه عشقست ای پسر این کیمیاست
گفتی از تو جان و ازمن یک نظراینچنین اسراف کردن هم خطاست
محنت من دایم از دل خاستستخشم تو باری ندانم کز چه خاست
گفتی ای بدعهد برگشتی ز ماهم مرا بدعهد خوان فرمان تراست
رخ مگردان چون مرا بینی زدوربی سبب اعراض نوعی از جفاست
چند گوئی صبر باید کرد چند؟من ندانم صبر زندانت کجاست