گنج

شمارهٔ ۹۸

قافیه: النماند۱۳ بیت
سرو را خطه کمال نماندرونق گلشن جمال نماند
طاق ایوان مکرمت بشکستسرو بستان اعتدال نماند
چشم بختم بخفت و مردم رابر سر از خواب جز خیال نماند
اهل دل را ز خطّه اندوهدیگر امکان انتقال نماند
ای دریغا که در سیاهی عمرآن هنرمند بی همال نماند
در تکاپوی حادثات زمانروز عیش و شب وصال نماند
چاره صبر است درد ما، لیکنصابری را دگر مجال نماند
در چنین واقعه نکرد انشاءاهل دل را دگر مآل نماند
آنکه از فرط جود و بخشش اوبحر و کان را دگر مثال نماند
و آنکه با عقد گوهر بخششنقص در رشته کمال نماند
شاه دریا عطا که با کف اوخلق را حاجت سفال نماند
حرز آثار خامه عدلشبر رخ ملک خط و خال نماند
تا ابد آفتاب دولت اوباد تا بنده گر هلال نماند