گنج

شمارهٔ ۹۰

قافیه: اشد۱۰ بیت
برقی از حُسن تو پیدا شد و ناپیدا شددهر پرفتنه و ایّام پُر از غوغا شد
چون بر آیینه فتاد از رخ و زلفت عکسییافت نوری که درو هر دو جهان پیدا شد
عنبرین زلف مسلسل که فکندی بر ماهکافری بود که فردوس برینش جا شد
مردم دیده به دامن گهر از چشمم یافتهندو از بهر گهر معتکف دریا شد
آن چه بالاست که با موی تو هم قد آمدوین چه موری ست که با قدّ تو هم بالا شد
صبح با طلعت تو دعوی خوبی می کردلاجرم در نظر خلق جهان رسوا شد
هر سحرگاه برافروخت چراغ ملکوتتف آهم که برین آینه خضرا شد
هم به دل دوستی نرگس خون ریز تو بودساغر چشمم ازین گونه که خون پالا شد
بویی از نافه زلفت به چمن برد صبامشک ساگشت چمن، خاک عبیر آسا شد
بر زبان نام لب لعل تو تا راند جلالچه عجب نامش اگر طوطی شکرخا شد