گنج

شمارهٔ ۸۴

قافیه: انباشد۷ بیت
گل همچو رویت زیبا نباشدنرگس چو چشمت رعنا نباشد
دردی چو دردم مشکل نیابیحالی چو حالم رسوا نباشد
بیمار خود را هم پرسشی کنکاحوال عالم پیدا نباشد
مانند اشکم باران نباردچون سیل چشمم دریا نباشد
گفتی که وصلم فردا بیابیامروز خواهم فردا نباشد
احوال خود را پیش که گویمچون با تو گفتن یارا نباشد
از غم جلال است افتاده تا تودستش نگیری بر پا نباشد