گنج

شمارهٔ ۸۳

خطّی که قرین خال باشدشک نیست که بی مثال باشد
سروی که به قامت تو مانددر غایت اعتدال باشد
آن دم که تو شرح حال گوییبنگر که مرا چه حال باشد
افسوس بود که چون تویی رابا همچو منی وصال باشد
آن را که به یاد تست مشغولاز هر دو جهان ملال باشد
هرگز نکنم خیال خوابیتا در سرم این خیال باشد
هم باد پیام ما رساندصبحی اگرش مجال باشد
دیگر نکند نشاط پروازمرغی که شکسته بال باشد
گفتند که بنده می نوازیشاید که یکی جلال باشد