شمارهٔ ۷۷
صبا آمد به من بوی تو آوردنسیم زلف دلجوی تو آورد
همی جستم دو عالم را بهاییصبا یک تاره موی تو آورد
بر آن نقّاش قدرت آفرین بادکه خم در طاق ابروی تو آورد
میازار آن غریب ناتوان راکه بختش بر سر کوی تو آورد
به مهرت پشت بر روی جهان کردز عالم روی در روی تو آورد
بسی زحمت کشیدم در فراقتهم آخر دولتم سوی تو آورد
به هجرانت جلال از جان بری بودتنش را باز جان بوی تو آورد