گنج

شمارهٔ ۶۹

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: ودندارد۹ بیت
شوریده دل ما سر بهبود نداردسرگشته ما راه به مقصود ندارد
از سوز من سوخته کس را خبری نیستآری چه کنم؟ آتش ما دود ندارد
ای دوست به بیهوده دل دوست میازارترسم که پشیمان شوی و سود ندارد
کس را نگشاد از گره زلف تو کاریهندو چه عجب باشد اگر جود ندارد
هرجا که تویی مجمره عود چه حاجتبویی که تو داری نفس عود ندارد
بی سلسله طرّه آشفته لیلیمجنون پریشان سر بهبود ندارد
سلطان به تحقیق ایاز است که داردیک بنده چو محمود که محمود ندارد
جان همدم لعلت شد و دل هم نفس زلفدل شاد، که جان مقصد موجود ندارد
دل ظلمت اسکندر و جان آب خضر یافتآری همه کس طالع مسعود ندارد