گنج

شمارهٔ ۵۸

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: امت۹ بیت
ماییم و غم عشق و سر کوی ملامتگم کرده ز بی خویشتنی راه سلامت
شهری ست پر از فتنه و راهی ست پرآشوبنه روی سفر کردن و نه رای اقامت
رفتی و مپندار که دست از تو بدارمدست من و دامان تو تا روز قیامت
من پند رفیقان موافق نشنیدمزیرا شدم آماجگه تیر ملامت
هر کس که نصیحت ز عزیزان نکند گوشبسیار بخاید سرانگشت ندامت
اشکم که به رخسار تو مانست نشاندمبر گوشه چشمش به صد اعزاز و کرامت
در سینه عجب نیست که دارد دل بیمارآن را که خمیده است چو ابروی تو قامت
عیّار که منصور شود بر همه کامیآنست که بر دار زنندش به علامت
هر شب که جلال از غم دل آه برآردسکان سماوات بنالند تمامت