گنج

شمارهٔ ۴۴

قافیه: ینهنیست۶ بیت
جلوه حسن ترا محرم به جز آیینه نیستسرّ سودای خیالت محرم هر سینه نیست
حُسن خود خواهی که بینی در دل ما کن نظراندرون پاکبازان کمتر از آیینه نیست
گفته ای امروز خواهم کرد کار تو تماملطف تو در حقّ ما ای دوست امروزینه نیست
مار زلفش گنج حُسن آشفته می دارد مگرحسن او را بهتر از این مار در گنجینه نیست
مهربان شو، عاشق دیرینه خود را مکشزانکه مهر هیچ کس چون عاشق دیرینه نیست
مهر می ورزد جلال آخر تو نیز ای کینه جویمهربانی کن سزای مهربانان کینه نیست