گنج

شمارهٔ ۴۲

وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)قافیه: رنیست۱۱ بیت
به بالین غریبانت گذر نیستز حال مستمندانت خبر نیست
ز تو پروای هستی نیست ما راتو را پروای ما گر هست وگر نیست
تویی منظور من در هر دو عالممرا بر دنیی و عقبی نظر نیست
یکایک تلخی دوران چشیدمز هجران هیچ شربت تلخ تر نیست
اسیر هجر و نومید از وصالمشبم تاریک و امّید سحر نیست
همی خواهم که رویت باز بینمجز اینم در جهان کامی دگر نیست
دلی خالی نمی بینم ز دردتکدامین دل که خونش در جگر نیست
درین میدان سرافرازی کسی راستکه او را بیم جان و خوف سر نیست
به جز جانان نیاید در دل ماکه خلوتخانه است این رهگذر نیست
رخ و چشم تو تا غایب شد از چشممن شوریده دل را خواب و خور نیست
جلال خسته را از در مکن دورکه او را خود جز این در هیچ در نیست