شمارهٔ ۳۶
کسی را در دو عالم حاصلی هستکه او را چون تو آرام دلی هست
عجب دارم که در اطراف عالمبدین پاکیزگی آب و گلی هست
نپندارم که در فردوس اعلیز کوی دوست خوشتر منزلی هست
رموز عشق چون من کس نداندبگو تا حل کنم گر مشکلی هست
چو خونی می چکد بی ضربتی نیستچو مقتولی ببینی قاتلی هست
نه تنها من توقّع دارم انعامز هر جانب که بینی سایلی هست
کسی را کاتّصالی هست با دوستز دوران حیاتش حاصلی هست
مکن عیبم که هر جایی ست یارتکه او شمع است و در هر محفلی هست
جلال! این بحر کافتادی تو در وینه دریایی ست کآن را ساحلی هست