گنج

شمارهٔ ۲۷۰

وزن: مفتعلن فاعلات مفتعلن فع (منسرح مثمن مطوی منحور)قافیه: ی۱۱ بیت
خیز که شب رفت و صبح کرد تجلّیبزم برآرای همچو جنّت اعلی
روضه مینو ست یا مدینه شیرازنکهت خلد است یا هوای مصلّی
باغ سبق برده از حظیره فردوسسرو خرامان شکست رونق طوبی
از خم کاکل فروغ طلعت ساقیچون شب دیجور عکس نور تجلّی
ساعد و لعلش به قتل عاشق و احبابهم ید بیضا نموده هم دم عیسی
قبله ما نیست جز درت که نباشدقبله مجنون جز آستانه لیلی
کعبه رندان بود حریم خراباتتوبه مستان بود ز توبه و تقوی
خدمت دردی کشان بی دل و دین کنتا بدهندت مراد دنیی و عقبی
زهره مجلس به بارگاه شهنشاهنغمه شعر جلال برده به شعری
مالک دین و جمال م لّت ابواسحقآنکه به فرمان اوست عرصه دنیی
خسرو اعظم خدایگان سلاطینجان جهان پادشاه صورت و معنی