گنج

شمارهٔ ۲۶۶

وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)قافیه: وری۱۱ بیت
ای برگ گل سوری! از خار مکن دوریاز خار مکن دوری، ای برگ گل سوری!
آن را که تو منظوری در چشم جهان نایددر چشم جهان ناید آن را که تو منظوری
ای دوست به دستوری در پای تو می میرمدر پای تو می میرم ای دوست به دستوری
پیداست که مخموری از باده دوشینهاز باده دوشینه پیداست که مخموری
در پرده مستوری مستی نتوان کردنمستی نتوان کردن در پرده مستوری
شادیم به رنجوری با نرگس بیمارتبا نرگس بیمارت شادیم به رنجوری
خورشید به مزدوری خط داد به رخسارتخط داد به رخسارت خورشید به مزدوری
سر تا به قدم نوری ای شمع جهان آراای شمع جهان آرا سر تا به قدم نوری
تو مستی و معذوری گر خون دلم ریزیگر خون دلم ریزی تو مستی و معذوری
آن عارض کافوری از مشک سیه بنمااز مشک سیه بنما آن عارض کافوری
افکند غم دوری در جان جلال آتشدر جان جلال آتش افکند غم دوری