گنج

شمارهٔ ۲۴۵

قافیه: ورانده۷ بیت
قدحی نوش کن و جرعه به مخموران دهنوشدارو ز لب لعل به رنجوران ده
تا رود عافیت مردم مستور به بادخبر مستی آن غمزه به مستوران ده
گفته ای هر که کشد هجر به وصلم برسدای صبا! لطف کن این مژده به مهجوران ده
دل ما گرم و هوا گرم و بیابان در پیششربتی سرد اگرت هست به محروران ده
دیده یک لحظه مدار از رخ خوبان خالیچشم را روشنی از طلعت منظوران ده
شب ما تیره شد ای ماه دل افروز برآینور رویت به شب تیره بی نوران ده
به گدایی درت نام برآورد جلالمنصب سلطنت وصل به مشهوران ده