گنج

شمارهٔ ۲۴۶

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)قافیه: رافکنده۹ بیت
ای از آن طرّه سرافکندهخانه عالمی برافکنده
وی بدان چشم و غمزه خونریزعالمی را ز پا در افکنده
آه از آن قامت بلند که هستسرو در پهلویش سرافکنده
ای ز شعر سیاه مشکین بویبر رخ ماه معجر افکنده
بر قمر شام پر ز چین بستهبر سمن دام عنبر افکنده
چشم من ساغر است و ساقی شوقاشک چون می به ساغر افکنده
دل من مجمر است و خادم عشقعود غم را به مجمر افکنده
حدّ حسنت ز وهم بیرون استمرغ دل در طلب پر افکنده
بحر گشته ست نام چشم جلالدر جهان بس که گوهر افکنده