شمارهٔ ۲۱۷
که میبرد به سوی دوستان سلام غریبان؟که میبرد به سوی خان و مان پیام غریبان؟
نسیم باد صبا! نزد یار ما گذری کنبه دوستان قدیمی رسان سلام غریبان
به وقت شام من خسته زار زار بگریمکه گریه بیشتر آرد نماز شام غریبان
زمانه هر نفسم شربتی دگر دهد از غمکه جای شربت ناکامی ست کام غریبان
مرا به غربت اگر روز تیره است عجب نیستکه آفتاب نتابد فراز بام غریبان
ز تاب غربت و غم موج خون به اوج برآیدبه پیش دیده من گر برند نام غریبان
جلال دارد امید وصال یار و نداردامید آن که برآرد زمانه کام غریبان