گنج

شمارهٔ ۱۸۵

قافیه: نگدارم۸ بیت
به دستی دل، به دستی سنگ دارمکه من با دل فراوان جنگ دارم
به عشقت تا چو سروم پای در بندلقب آزاده یک رنگ دارم
سرت با من به یک بالین کی آید؟که بستر خاک و بالین سنگ دارم
گرم سرمی رود نگذارم از دستمن این دامن که اندر چنگ دارم
مرا گویی دهانم روزی تستحقیقت روزیی بس تنگ دارم
الا ساقی می خون رنگ در دِهکه در آیینه دل زنگ دارم
صدای پند در گوشم نگیردکه گوشی بر نوای چنگ دارم
اگر همچون جلالم بنده خوانیز شاهی دو عالم ننگ دارم