گنج

شمارهٔ ۱۸۰

قافیه: اهمیکردم۱۳ بیت
دوش می‌رفت و آه می‌کردمدر پی او نگاه می‌کردم
سرو من می‌چمید و من خود راخاک ره چون گیاه می‌کردم
هردم از خون دیده در پی اوقاصدی را به راه می‌کردم
ناوک غمزه بر دلم می‌زدمن دل خسته آه می‌کردم
شب همه شب ز دود سینه خویشسرمه در چشم ماه می‌کردم
خون دل تا به روز می‌خوردمناله تا صبحگاه می‌کردم
در دل آوردم آن رخ و گویییوسفی را به چاه می‌کردم
گریه می‌کردم و به حالت خویشخنده هم گاه‌گاه می‌کردم
آفتابم به صبح باز آمدکانتظارش پگاه می‌کردم
یافتم عاقبت مهی کاو راطلبش سال و ماه می‌کردم
اگر او بازپس نمی‌آمدعالمی را سیاه می‌کردم
گرچه تقصیر ما گذشت از حدکرمش عذر خواه می‌کردم
پس ازین وقت توبت است جلالپیش ازین گر گناه می‌کردم