شمارهٔ ۱۵۵
دُزدانه در آمد از درم دوشافکنده کمند زلف بر دوش
بر خاستم و فتادم از پایچون او بنشست رفتم از هوش
گشتم به نظاره جمالشحیران و خراب و مست و مدهوش
ای نرگس نیم مست جادوتآهو بره ای به خواب خرگوش
با این رخ و خال و قد و خدبا این پر و بال و با تن و توش
هرکس که ببیندت به یک رهملک دو جهان کند فراموش
با روی تو نوش می شود نیشوز دست تو نیش می شود نوش
ای دوست مخور غم زمانهبنشین به مراد و باده می نوش
عاشق به سؤال و دوست فارغبلبل به فغان و غنچه خاموش
ای خواجه نصیحتم مفرمایمن پند کسان نمی کنم گوش
در گوش جلال حلقه ای کنکاو بنده تست حلقه در گوش