گنج

شمارهٔ ۹۷۴

قافیه: رندارم۹ بیت
به عالم غیر تو دلبر ندارمبجز لطفت کسی دیگر ندارم
گرم چرخ فلک همدست باشدمن از خاک درت سر برندارم
بجز بوی سر زلفت نگارادر این شبهای غم رهبر ندارم
اگر عالم همه خورشید رویندبجز مهر رخت درخَور ندارم
مرا تا بوی زلفت در دماغستچنان میلی سوی عنبر ندارم
گرم رانی ورم بنوازی ای دوستمن از مهر رخت دل برندارم
به درگاه تو غیر جان سپاریبه جان تو که من در سر ندارم
شبی گر بازم آیی از در ای جانز بخت خویشتن باور ندارم
بجز ورد دعایش من شب و روزجهانا آیتی از بر ندارم