گنج

شمارهٔ ۹۲۷

وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)قافیه: ابم۱۰ بیت
بی روی تو نیست خورد و خوابمپیوسته ز هجر در عذابم
بر خاک نشسته‌ام ز جورتوز دیده ز سر گذشت آبم
بگذشت فغان من ز گردونوز کبر نمی‌دهی جوابم
از تاب دو زلف پیچ در پیچای دوست برفت هوش و تابم
سیلاب همی رود ز دیدهوز آتش غم جگر کبابم
مخمور ز چشم نرگسینماز لعل لبت بده شرابم
گفتم به طبیب درد پنهانجز صبر نمی‌دهد جوابم
گر عکس رخت به ما نماییحاجت نبود به آفتابم
گفتا تو ز ماه می‌زنی لافتو مه طلبی من آفتابم
تو در سر آب و در جهان شادمن از غم دوست در سرابم