شمارهٔ ۹۱۴
تا سر کوی تو مأوا کردهامدولت وصلت تمنّا کردهام
بوی زلفت میدهد باد صبازان سبب آهنگ صحرا کردهام
دل همی خواهد که جوید مسکنیمن سر زلف تو پیدا کردهام
نام خود را در جهان از عشق توعاشق و بدنام و رسوا کردهام
در جهان بی قدّ او در پیش سروناکسم گر سر به بالا کردهام
دست در زلفین او خواهم زدنباز بنگر تا چه سودا کردهام
خاک کویت را به جای توتیادر جهان بین روشنیزا کردهام