شمارهٔ ۸۵۹
وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیه: انمشتاق۶ بیت
چنان به وصل تواَم از میان جان مشتاقکه هست مردهٔ بیچاره بر روان مشتاق
اگرچه دوست چنان نیست با من مسکینبه وصل دوست ز جان و دلم همان مشتاق
به روی دوست چه گویم چگونه مشتاقمچنانکه بلبل بی دل به گلستان مشتاق
من از جهان به تو مشتاقم ای پری رخساروگرچه نیست تو را دل به دوستان مشتاق
منم به جان تو جانا که نیست خاطر منبه هیچکس بجز از دوست در جهان مشتاق
وصال کعبه مقصود ار اتّفاق افتدبه جان تو بدواند به سر روان مشتاق