گنج

شمارهٔ ۸۵۳

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: اغ۷ بیت
دل برد دلبر و به دلم برنهاد داغدارد کنون ز حال من خسته دل فراغ
بی روی دلفریب تو خون می‌رود دگراندر میان چشم و دل ای چشم و ای چراغ
عمری گذشت بر دلم ای عمر نازنینکز تاب اشتیاق تو دارم به سینه داغ
بی قد سرکش تو ز سروم چه حاصلستبی روی دوستان چه کنم بوستان و باغ
گویند دوستان که به بستان رو و مرابی وصل جان فزات چه پروای باغ و راغ
ای روی مهوش تو قرار دل جهانوای نکهت دو زلف تو آسایش دماغ
سرما رسید و رونق بستان بشد کنونبر جای بلبلان و بهارست پای زاغ