گنج

شمارهٔ ۸۵۲

قافیه: اغ۷ بیت
من نمی‌خواهم بجز روی تو باغبا رخت دارم ز بستان‌ها فراغ
بی‌رخت عالم نمی‌بینم بیادر دو چشم ما تویی همچون چراغ
باغ و بستانم تویی اندر جهانبی‌تو من بس فارغم از باغ و راغ
در بهار و گل کجا سازد مقامبلبل شوریده دانی غیر باغ
بیش ازین صبرم ز جان ممکن نبودتا به کی بر دل نهیم از عشق داغ
گل برفت و خاروَر شد بوستانجای بلبل بین که چون بگرفت زاغ
نغمه دستان کنون خلق جهانباز نشناسند از بانگ کلاغ