گنج

شمارهٔ ۸۳۳

قافیه: نخوش۹ بیت
چو خندد صبحدم گل در چمن خوشنماید چون رخت در چشم من خوش
به بستان تا قد رعنات دیدمبه چشمم برنیامد نارون خوش
نگارا تا برفتی از بر مندمم بر‌می‌نیاید از بدن خوش
تن چون گل به پیراهن مپوشانکه بر گل می‌نیاید پیرهن خوش
رخت همچون گلست و یاسمن تنکه باشد سرخ گل با یاسمن خوش
به لعل تو نظر کرده‌ست یاقوتاز آن رو برنیاید از عدن خوش
به حشرم ار بود امّید دیداربخفتم من به بویت در کفن خوش
جهانم بر دو دیده تار و تنگستفراقت چون کنم بر خویشتن خوش
به پیش ما خرام ای جان که باشدقد سرو سهی اندر چمن خوش