شمارهٔ ۸۱۹
وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیه: اقش۷ بیت
که دید شکل هلالی چو ابروی طاقشکه دید آن رخ زیبا که نیست مشتاقش
کدام نرگس شهلا به چشم او ماندبنفشه نیز نباشد به بوی اخلاقش
کسی که افعی زلف تو بر دلش زد نیشمگر ز لعل تو باشد نصیب تریاقش
ببین چه میکند آن ترک شوخ شورانگیزکه نیست چون دل او سنگ دل در آفاقش
ولی چون در غم عشقت گناه نیست مراچراست با من مسکین مدام شلتاقش
صحیفهٔ غم عشقش از آن جهانگیرستکه برد باد بهاری به لطف اوراقش
چو دید دیدهٔ مهجور جان جمال گلیگرفت در دل ما آتشی ز اشواقش