گنج

شمارهٔ ۸۱۴

قافیه: ریبخش۷ بیت
یارب دل محنت زده‌ام را خبری بخشوز دیدهٔ صاحب نظرانم نظری بخش
در مصلحت دنیی و دینم نظری کنبر دشمن و بیگانه و خویشم ظفری بخش
این خستهٔ غم را به فرح مرهم دل سازوین بی سر و پا را ز کرم پا و سری بخش
بی رهبر بینا نتوان رفت به منزلاز پیروی راهروانم اثری بخش
شمع رخ دلسوخته را نور و صفا دهمرغ دل سودا زده را بال و پری بخش
از شَست قضا چون بجهد تیر حوادثجان و دل بی پوشش ما را سپری بخش
در حشر که بخشی گنه خلق به طاعتجرم من بیچاره به آه سحری بخش