گنج

شمارهٔ ۷۶۵

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیه: اریچهخوشباشددگر۹ بیت
عشقبازی با چنان یاری چه خوش باشد دگرور بود همچون تو دلداری چه خوش باشد دگر
قامتش سرویست در بستان جان دانی که چهروی او دیدن به گلزاری چه خوش باشد دگر
گفته بودی جان بده با عشق تا از جان بودگر بفرمایی چنان کاری چه خوش باشد دگر
بار عشقش بود بر خاطر مرا باری مدامگر نهد بر یاد سرباری چه خوش باشد دگر
مدّتی باشد ز چشمم غایب آن چشم و چراغگر نماید روی را باری چه خوش باشد دگر
سخت بازارم نمی‌دانم من مسکین ز عشقگر نهد آن دوست بازاری چه خوش باشد دگر
بود ما را صحبتی با دوستان معتقدوین زمان با چست عیاری چه خوش باشد دگر
دل به طرّاری ز دست ما ببرد اندر جهانصحبتی با شوخ طرّاری چه خوش باشد دگر
ما ز جور چرخ نافرمان بسی آزرده‌ایمبر دل مجروح آزاری چه خوش باشد دگر