گنج

شمارهٔ ۷۴۲

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)قافیه: ار۱۰ بیت
بی تکلّف خوشست بوی بهارنالهٔ بلبلان و بانگ هزار
سبزه و جویبار و طرف چمندر صبوحی چه خوش بود با یار
روی در روی دوستان کردهوز جفاهای دشمنان به کنار
گل رویش به صبح می‌خواهماز دل و جان به غیر صحبت خار
قامتی همچو سرو در بستاندلبری خوش حضور شیرین کار
یار ما تند و سرکشست و دلماز جفا گشت از جهان بیزار
من بهشت برین نمی‌خواهمگر نباشد مرا درو دیدار
گفته بودم بگو مرا باریحاصل من نبود جز پندار
بر خطت سر نهاده‌ام چو قلمسر دوانم مکن تو چون پرگار
در جهانم امید بر درِ تستناامیدم مکن ز خود زنهار