گنج

شمارهٔ ۷۴۰

قافیه: ارمگذار۹ بیت
مرا چون خاک راهت خوار مگذارتویی یارم مرا بی یار مگذار
اگر یاری تو با من کار ما رابه کام خاطر اغیار مگذار
دلم دزدید زلف دلفریبتنگهدارش بدان طرّار مگذار
اگر زلفت به روی تو برآشفتز لعلش کن دوا بیمار مگذار
چه سرمستست چشم دلفریبتدلم در دست آن خونخوار مگذار
دلم مجروح شد از جور ایامدل ما را چنین افگار مگذار
دو زلف دلفریبت را ز خوبیبه روی خویشتن بسیار مگذار
عزیزی دیده‌ام ای دیدهٔ منز لطفت اینچنینم خوار مگذار
گل وصل تو ای سلطان خوبانازین پس تو به دست خار مگذار