گنج

شمارهٔ ۷۳۹

وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)قافیه: ار۹ بیت
با ما چو وفا نمی‌کند یاراو را به مراد خویش بگذار
گر کرد جفا و جور سهلستای دل تو وفای خود نگه دار
یاریست که مهر ما نداردما در غم عشق او چنین زار
در خواب خوشست دلبر و منشبها ز غم فراق بیدار
خندان شده او چو گل به حالمگریان شده من چو ابر آذار
یارب غم عشق آن دلاراماز جان من شکسته بَردار
گر میل وفای ما نداردهر لحظه نهد مرا به دل بار
بودیم عزیز مصر دلهاگشتیم بر تو در جهان خوار
گویند جهان وفا نداردبنما تو به ما یکی وفادار