گنج

شمارهٔ ۷۳۳

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)قافیه: ار۱۱ بیت
کس ندیده‌ست سرو در رفتارنشنیدیم ماه در گفتار
هیچکس رنگ و بو نشان ندهدهمچو زلف تو مشک در تاتار
گرچه بوی بهار خوش باشدنیست هرگز چو بوی صحبت یار
تو به خوابی و فارغ از حالمچشم جانم چو بخت تو بیدار
ای عزیز دلم بگو ز چه رویگشتی از عاشقان چنین بیزار
از وصالت گلی نمی‌چینمتا به کی داریم به خار فگار
آنچنان از زمانه در رنجمکه خوشا پار و مرحبا پیرار
هیچ دانی دلم چه می‌خواهددر چنین موسمی به فصل بهار
لب کشت و کنار جو دو سه روزدر چمن دست ما و دست نگار
بانگ رود و سرود و نغمه چنگناله بلبلان خوش گفتار
همه کس را درین جهان باشدآرزوی دل اینچنین بسیار