گنج

شمارهٔ ۷۱۳

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیه: اررسید۹ بیت
بیا غم از بر آن یار غمگسار رسیددعا بسی و ثناهای بی شمار رسید
به نامه کرد مشرف مرا نگار به لطفجهان ز نامه و نامش به اعتبار رسید
از آن نوازش و الطاف بنده پرور اوچه خرّمی به دل تنگ سوگوار رسید
صبا ببر تو پیامی ز من به سوی نگارکه بس جفا به من خسته دل ز یار رسید
بیا و چارهٔ درد دلم کن از سر لطفکه جان به لب ز غم رویت ای نگار رسید
گل وصال تو را خلق گل فشان کردندمرا ز گلشن وصلت نصیب خار رسید
خبر به بلبل شوریده ده صبا زنهارکه وقت بانگ تو و ناله هزار رسید
جواب دادم و گفتم به گل بگو باریکه جان غمزده بر لب ز انتظار رسید
ز روزگار بگو تا که طرف بربنددبسی ملال که ما را ز روزگار رسید