گنج

شمارهٔ ۶۷۵

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیه: انرود۷ بیت
دلبرا نقش خیالت ز دل ما نرودمُهر مهرت نفسی زین دل شیدا نرود
نگذرد بر من سودا زده روزی به غلطکه دلم از سر زلف تو به سودا نرود
لحظه‌ای در همه اوقات میسّر نشودکه ز هجرت ستمی بر من شیدا نرود
عاشق خسته چو بر خاک درت ساخت مقامگر به تیغش بزند حاسد از آنجا نرود
امشبم وعده فردا چه دهی می‌ترسمکه مرا کاری از این وعده فردا نرود
مدعی منع من از صحبت جانان چه کنیکه به بادی مگس از صحبت حلوا نرود
سیل مژگان من خسته جهان کرد خراببس عجب دارم ار این سیل به دریا نرود