گنج

شمارهٔ ۶۶۴

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: ینبود۹ بیت
آن کس که مرا از دو جهان یار گزین بودبرگشت ز عهد من و شرطش نه چنین بود
دل بردی و بر آتش هجرم بنشاندیامّید من و عهد تو ای دوست نه این بود
شادیم که جان در غم عشق تو بدادیمزآن رو که غمت در دل من نقش نگین بود
گفتم که شبی دست به وصلم نگرفتیگفتا چه کنم دشمن بدخو به کمین بود
فریاد که یک دوست ندیدم به جهان مندشمن چه توان گفت که یک روی زمین بود
بگذشت و نظر بر من دلخسته نینداختهرچند که جانم ز غم عشق حزین بود
ما یک سر موی از سر مهرت نگذشتیمبرگشتی و با مات چه افتاد و چه کین بود
هرچند که بدحال و پریشانم و غمگینامید چنانست که بهبود من این بود
ما جان و جهان در ره عشق تو نهادیمدل بردی و گر جان ستدی بنده رهین بود