گنج

شمارهٔ ۶۶

بخت رمیدهٔ ما چون یار ماست امشبخوابت حرام دیده به آزار ماست امشب
در گلستان رویش داریم های و هوییدر دیدهٔ رقیبان زان خارهاست امشب
با گل چو همنشینم خواهم سلاحداریتا جار خار در گل جاندار ماست امشب
گفتم که آن صنوبر میلی به ما ندارددل گفت راست گویم در کار ماست امشب
هر کاو ز صحبت ما غیبت کند یقین دانکان یار سست پیمان اغیار ماست امشب
زین بیش غم مخور دل در محنت فراقشچون دلبر جفا جو غمخوار ماست امشب
هر کاو چو ما نباشد یک رنگ در جهانشچون باز گویم او را کاو یار ماست امشب