گنج

شمارهٔ ۶۵

بیا بنشین مرو در خواب امشبدل ما را دمی دریاب امشب
ز نور روی خود ما را برافروزکه خوش باشد شب مهتاب امشب
بساز از روی یاری با غریبانچو عمر از پیش ما مشتاب امشب
چو چشم خویشتن خوش باش با ماچو زلف خود مرو در تاب امشب
به بادم برمده چون خاک کویتبزن بر آتش عشق آب امشب
چرا ما را چنین می‌داری ای دوستز آب دیده در غرقاب امشب
مرا کام از جهان باری برآیدگرت بینم دمی در خواب امشب